مروری بر سیر تحولات اخلاقی در جوامع انسانی گذشته و حال نشان می دهد به تناسب پیشرفت های صورت گرفته در ابعاد مادی زندگی، ساختارهای دفاعی – اخلاقی در ابعاد معنوی رو به ضعف گذاشته و در نتیجه این تحولات آنچه در گذشته زشت و نامعقول می نموده، امروز به بخشی از ضرورت های بی چون و چرا برای انطباق و سازگاری با شرایط جدید زندگی تبدیل شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:12  توسط هادی
|
براي انسان سنتي، اصل، «سنت» است. براي او وحي و الهام الهي، چيزي است كه از آسمان به زمين مي رسد و تمام مسايل ديگر تحت الشعاع آن قرار مي گيرد. حدود ۴۵۰ سال پيش از اين، در ايتاليا و سپس آلمان و بعد تمام اروپا، اين تفكر به وجود آمد كه «عقل» پايه امور قرار گيرد. اين، ابتداي مدرنيته بود. با ظهور «نيچه» و گسترش افكار وي، فرهنگ ديگري شكل گرفت كه هنوز نيز درحال تكميل است. در اين فرهنگ تازه، كه عنوان «پست مدرن» دارد ، «وحي» و «عقل» اعتبار خود را از دست مي دهند و «اجماع عام» يا «قراردادگرايي» مبنا مي شود؛ يعني آن چه كه انسان ها در مورد آن اجماع دارند، درست است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2:42  توسط هادی
|
سنت اغلب، در مقابل مدرنيته قرار ميگيرد و براي آن تعاريفي ذكر ميشود. برخي از تعاريف از ناحية كساني است كه در خارج از حوزة سنت قرار گرفته و بعضي ديگر مربوط به كساني است كه حيات و زندگي را در پرتو سنت معنا ميكنند.
در تعاريف مدرن - سنت فاقد هويت معرفتي است و بيشتر شيوهاي از عمل و زيست است كه ريشه در عادات پيشين دارد و ناخودآگاه به آن عمل ميشود، وليكن در تعاريف ديگر سنت گرچه نوعي از عمل و زندگي است، راه و روش معرفت نيز ميباشد. در اين تعاريف سنت مشابهتي با منطق پيدا ميكند، با اين تفاوت كه منطق مسير تردد و آمد و شد دانش حصولي است و سنت طريق دانش شهودي و آگاهي متعالي ديني سنت شيوهاي است كه از متن معرفت و علم ديني طلوع ميكند و سالكان خود را با سر و رازي كه در متن آن حضور دارد، آشنا ميگرداند و به همين دليل سنت را پيوند ناگسستني با علم ديني است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2:34  توسط هادی
|
فريدريش آوگوست فون هايك(1992-1899) فيلسوف و اقتصاددان اتريشيتبار انگلستان، برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال1974، براين عقيده بود كه فرارفتن انسان از يك موجود وحشي و دست يافتن وي به تمدن، بيشتر در سايه «اخلاق و سنت» امكانپذير است و نه عقل... به زعم او تمدن در سايه تشكيل سنت يا سنتهاي مناسب به وجود ميآيد. ارزشهاي اخلاقي درونمايه اصلي سنت و موجد نظمي است كه دوام و بقاي جامعه به آن بستگي دارد. از نظر او، نظام گسترده موجود در جوامع متمدن امروزي محصول طراحي آگاهانه هيچ متفكري نيست، بلكه نتيجه پيروي غيرعامدانه از برخي اعمال و عادتهاي سنتي و بهطور عمده، اخلاقي است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2:25  توسط هادی
|
ملكا ما را از دام هوی رهائی ده، و به راه هدی رهنمائی كن. همه به غفلت خفته ایم و به حیرت آشفته، به كرامت مددی فرست، به عنایت نظری فرمای كه كاری از دست رفته داریم و پائی در گل فرومانده .
مدت عمرعزیزمنقضی شد، فرصت وقت شریف مغتنم نیامد. نه بضاعت طاعتی در كف می بینم، نه توفیق عبادتی درخود، جهانی گناه آورده ایم و در تو پناه " امَّن یُجیبُ المُضطـَرَ اذا دَعاهُ وَ یَكشفُ السوء "
و سپاس و ستایش تو را در خور است كه مشت خاك را جان پاك دادی و گوهر دل در پیكر تن نهادی و خرد را در عالم جان مالك امر و فرمان كردی و دانش را در مـُلك خرد مطاع و مبسوط الید داشتی، پس مایه توانائی مرتب نمودی كه پنجه ی دانش قوی كند و احكام خرد به امضاء رساند تا حدود حواس و قوا از هجوم هوس و هوی محفوظ ماند و خانه ی دل از تعرض بیگانه محروس، سُبحانـَكَ رَب البیت تـَبارَكتَ وَ تعالـَیت.
و هر یكی از این ها بر ما نعمتی است و مارا از تومنتی كه شكر آن در بیان نگنجد و شرح آن از زبان نیاید .
یارب ! چنانكه نعمت روان كردی ، مكنت توانائی كرامت فرمای كه شكر نعمت گزاریم و باب رحمت ها گشائیم.
الهی و ربی و سیدی !همه را چشم امید به درگاه تو باز است و دست نیاز به رحمت تو دراز.
ما بندگان عاصی كه بر لوح معاصی خط عذری نكشیدیم. اگر چه هر چه ناكردنی بود كردیم و هرگز بر جرم خویش
عذری پیش نیاوردیم ، ولی تا نقش " لاتقنطوا " حرز قلوب داریم "و عین یقین به " ان الله یغفرالذنوب " اگراطباق آفاق به كبائر زلات انباشته سازیم و جرائد ایام به جرائم آثام بنگاشته ، شاید كه به افزونی لطف تو از انبوه جرم خود باك نداریم .
از تو فضل و مكرمت زیبد و از ما عجز و مسكنت.
از عبد ذلیل جز خطا نیاید و بر رب جلیل جز عطا نشاید .
عبادت بندگان عذر و پوزش است و خاصه خداوندان عفو و بخشش .
باران عفو ببار بر این كشت. سال هاست تا بر امید قطره باران نشسته ایم.
رازونیازی از قائم مقام فراهانی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 15:34  توسط هادی
|
به نام او که سخن گفتن را آموخت.اولین برخورد هایم با دنیای مجازی از وجه اطلاعاتی این فنآوری نوین و بیشتر در وادی کسب خبر بود و از اين جادوي رسانه ای بهره ها میبردم. در دوران دانشجویی نیز بنا به مقتضیات از همین جنبه استفاده درسی داشتم. بعدها یکی دو تجربه ناموفق نیز باز در همین حوزه برای راه اندازی وبلاگ های خبری داشتم. اما در این تجربه جدید در حوزه وبلاگنویسی برآنم از وجه دیگر این فنآوری نوین یعنی وجه ارتباطی آن استفاده کنم و تلاشی را آغاز نمایم برای ارتباط و گفتگو با دیگران، مخاطبان آشنا و نا آشنایی که بنا به احوالات متفاوت در فضای واقعی نتوانسته یا نخواسته ایم با هم به گفتگو بنشینیم. گاه فقدان ارتباط و شناخت و گاه فاصله های فیزیکی یا روانی یا فکری و یا بسیاری علل دیگر مانع گفتگو شده و ما را از دریافت اطلاعات، اندیشه ها و در نتیجه شناخت بیشتر از خود و دیگران و سایر پدیده ها باز میدارند. امیدوارم بتوانم بخشی از فرصت هایم را به حضور در این فضا اختصاص دهم و از این طریق ارتباطی را برقرار و آن را حفظ کنم. متمایلم در این فضا بیشتر به دغدغه های ذهنی و دلمشغولی های خودم(والبته بسیاری دیگر)در باب سنت و جزءفربه آن دين و وضعیت آن در مقابل طوفان مدرنیته و سلوک و حیات آدمی ( بیشتر در وجه اجتماعي و سياسي و البته با همان رويكرد سنتي آن) و محیط پیرامونیم بپردازم و از آرا و اندیشه های مخاطبان بهره ببرم و یا نوشته ها و مقالات نگارش شده توسط ديگران در این عرصه را گردآوری و انعكاس دهم؛ گرچه باید دید در آینده چه پیش خواهد آمد.
| عمر بر اومید فردا میرودروزگار خویش را امروز دانگه به کیسه گه به کاسه عمر رفتمرگ یک یک میبرد وز هیبتشمرگ در ره ایستاده منتظرمرگ از خاطر به ما نزدیکترتن مپرور زانک قربانیست تنچرب و شیرین کم ده این مردار راچرب و شیرین ده ز حکمت روح راحکمتت از شه صلاح الدین رسد |
|
غافلانه سوی غوغا میرودبنگرش تا در چه سودا میرودهر نفس از کیسه ما میرودعاقلان را رنگ و سیما میرودخواجه بر عزم تماشا میرودخاطر غافل کجاها میروددل بپرور دل به بالا میرودزانک تن پرورد رسوا میرودتا قوی گردد که آن جا میرودآنک چون خورشید یکتا میرود |
پانزدهم رمضان المبارک 1429
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 15:15  توسط هادی
|